قلم - ميرحسين موسوي در آخرين بيانيه خود با تاکيد بر اينکه همواره در کنار مردم خواهد ماند، به کجروي ها و دروغ گويي هايي که با آن روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم اشاره کرده و آورده است: "بر اين باورم که انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق کند."
به گزارش قلم نيوز، متن بيانيه ميرحسين موسوي به اين شرح است:
"بسم الله الرحمن الرحيم
ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
اين روزها و شبها نقطه عطفي در تاريخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از يکديگر و درميان جمعشان از اينجانب سوال ميکنند که چه بايد کرد و به چه سو بايد رفت. بر عهده خويشتن ميبينم که آنچه را باور دارم با شما در ميان بگذارم، با شما بگويم و از شما بياموزم، باشد که رسالت تاريخيمان را از ياد نبريم و شانه از بار مسووليتي که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالي نکنيم.
سي سال پيش از اين در کشور ما انقلابي به نام اسلام به پيروزي رسيد؛ انقلابي براي آزادي، انقلابي براي احياي کرامت انسانها، انقلابي براي راستي و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حيات امام روشن ضمير ما سرمايههاي عظيمي از جان و مال و آبرو در پاي تحکيم اين بناي مبارک گذارده شد و دستآوردهاي ارزشمندي حاصل آمد. نورانيتي که تا پيش از آن تجربه نکرده بوديم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حياتي نو رسيدند که بهرغم سختترين شدايد برايشان شيرين بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادي و طليعههايي از حيات طيبه بود. اطمينان دارم کساني که آن روزها را ديدهاند به چيزي کمتر از آن راضي نميشوند.
آيا ما مردم شايستگيهايي را از دست داده بوديم که ديگر آن فضاي روح انگيز را تجربه نميکرديم؟ من آمده بودم بگويم چنين نيست؛ هنوز دير نيست و هنوز راهمان تا آن فضاي نوراني دور نيست. آمده بودم تا نشان دهم ميتوان معنوي زندگي کرد و در عين حال در امروز زيست. آمده بودم تا هشدارهاي اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگويم گريز از قانون به استبداد ميانجامد؛ تا به ياد آورم که اعتنا به کرامت انسانها پايههاي نظام را تضعيف نميکند، بلکه استحکام ميبخشد. آمده بودم تا بگويم مردم از خدمتگزارانشان راستي و درستي ميخواهند و بسياري از گرفتاريهاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگويم عقبماندگي، فقر، فساد و بيعدالتي سرنوشت ما نيست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامي آن گونه که بود و جمهوري اسلامي آن گونه که بايد باشد، دعوت کنم.
من در اين دعوت بليغ نبودم، ولي پيام اصيل انقلاب حتي از بيان نارساي من آنچنان دلنشين بود که نسل جوان را، نسلي که آن روزگاران را نديده بود و ميان خود و اين ميراث بزرگ احساس فاصله ميکرد، به هيجان آورد و صحنههايي را که تنها در ايام نهضت و دفاع مقدس ديده بوديم بازسازي کرد. حرکت خودجوش مردم، رنگ سبز را به عنوان نماد خويش برگزيد. اينجانب اعتراف ميکنم که در اين امر پيرو آنان بودم. و نسلي که به دوري از مباني ديني متهم ميشد در شعارهاي خود به تکبير رسيد و به «نصر من الله و فتح قريب» و «ياحسين» و نام خميني تکيه کرد تا ثابت کند اين شجره طيبه هرگاه که به بار مينشيند ميوههايش شبيه به هم است. اين شعارها را کسي جز آموزگار فطرت به آنان نياموخته بود. چقدر بيانصافند کساني که منافع کوچکشان آنها را وا مي دارد تا اين معجزه انقلاب اسلامي را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که ميدانيد همگي ما در راه اين تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهايي که در دل و جان پير و جوان ما ريشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شديم و آن چيزي که از عواقب قانونگريزي پيشبيني کرده بوديم به صريحترين شکل ممکن و در نزديکترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاشهايي بود که براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحرانهاي مديريتي موجود و نارضايتيهاي گستردهاجتماعي، که انباشتشان ميتواند کيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسنظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واکنش نشان دهند مسيرهاي خطرناکي در پيش خواهد بود که مسووليت قرار گرفتن در آنها بر عهده کساني است که رفتارهاي مسالمتآميز را تحمل نميکنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابهجايي آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ کشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات ميرسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ يک دسته آنان که از ابتداي انقلاب در مقابل امام صفآرايي کردند و حکومت اسلامي را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود ميخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر که با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت ميدانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر اين دوگانهانگاريها بود. من آمده بودم تا با تکيه بر راه امام تلاش ساحراني را که دوباره جان گرفتهاند خنثي کنم.
اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسووليت آن را پذيرفتهاند و براي نتايج هرگونه تحقيق و رسيدگي بعدي حد تعيين کردهاند، به صورتي که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتايج آن را تغيير ندهد، حتي اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته ميشود که در اين شرايط شکايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري کنيم، حال آن که اين شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است که بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يک هيات مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن که پيشاپيش امکان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات باز داشته شوند، يا شوراي امنيت کشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصيها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حرکتهاي مردمي به فرافکني بپردازد و مسووليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه مينگرم آن را پرداخته شده براي اهدافي فراتر از تحميل يک دولت ناخواسته به ملت، که تحميل نوع جديدي از زندگي سياسي بر کشور ميبينم. من به عنوان يک همراه که زيباييهاي موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسي درمعرض خطر قرار گيرد. در عين حال بر اعتقاد راسخ خويش مبني بر باطل بودن انتخاباتي که گذشت و استيفاي حقوق مردم پاي مي فشارم و عليرغم تواناييهاي اندکي که در اختيار دارم براين باورم که انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشيد که اينجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزيز توصيه مي کند اين است که نگذاريد دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامي را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، ميراث گرانقدر انقلاب اسلامي را که اندوخته از خون پدران راستگويتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و اميد به آينده و تکيه بر توانمنديهايتان حرکات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري کنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست،ما با نيروي انتظامي روبرو نيستيم نيروي انتظامي حافظ امنيت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با کجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ اصلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي.
ما به دست اندرکاران توصيه مي کنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امکان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنين گردهم آيي هايي را تشويق کنند و صدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنويسند و در يک کلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي که علاقه دارند تکبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نکنيم. کاملا مشخص است که در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي که ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
برادر و همراه شما - ميرحسين موسوي